درباره طراحی

ما معمولا به طراحی برای خودمان خیلی اهمیت نمی‌دهیم، بلکه بیشتر برای مشتریان طراحی می‌کنیم؛ مشتریانی که سلیقه و ایده‌های خودشان را دارند و درنهایت باید آنها را متقاعد کنیم که چرا این‌گونه طراحی کرد‌ه‌ایم. طراحی خوب خودش حرف نمی‌زند، بلکه به یک سخنگو احتیاج دارد!

 

اهمیت پیام

برخلاف تصور بسیاری از طراحان، بازاریابی کلمه بدی نیست. می‌توانیم چیزهای زیادی از صنایع تبلیغات و بازاریابی درباره اهمیت ارتباط یاد بگیریم. برخی از تبلیغات مثل پتک عمل می‌کنند و سر کاربر فریاد می‌زنند «همین حالا بخر!» با این حال تمرکز بیشتر روی این مساله است که هر پیغام چگونه باید درک شود و چه چیزی خریداران را بیشتر متقاعد می‌کند.

وقتی بررسی می‌کنیم، می‌بینیم ارتباط، به‌طور زیرکانه‌ای مطرح است. یک توازن ظریف میان راضی کردن نیازهای کاربران و رسیدن به اهداف کسب و کار برقرار می‌شود. اینجاست که طراحی می‌تواند با ساده‌تر کردن روندها، نقش کلیدی ایفا کند.

طراحی یک «اتفاق» نیست

طراحی خودش پروسه‌ای از نتیجه‌گیری‌هاست که شامل تعدادی تصمیم، بخش خودآگاهی و بخش ناخودآگاه می‌شود. طراح در خلال این پروسه، ایده‌هایی را که در مقایسه با بقیه ناکارآمدتر به‌نظر می‌رسند، برای رسیدن به یک راه‌حل، رد می‌کند.

ولی این پروسه برای مشتری نامفهوم و مبهم است. مشتری معمولا طراحی را نه به‌عنوان نتیجه یک پروسه عمیق، بلکه به‌عنوان پاسخی برای دستورات و تنها یک ارائه دیداری از محدودیت‌ها و ملاحظاتی می‌بیند که طراح از قبل آماده کرده است. به‌عنوان یک طراح، بخشی از شغل شما، آموزش مشتری و روشن کردن پروسه طراحی برای آنهاست. اگر نتوانستید این کار را انجام دهید، راه سختی در پیش رو دارید. به‌طور خلاصه چیزی که اتفاق می‌افتد این است که مشتری ورودی‌هایی به پروسه می‌خواهد، بنابراین پیشنهادهایی را اعلام می‌کند. ولی آنها دقیقا دلایلی که پشت انتخاب‌های طراحی شما قرار دارد را نمی‌دانند، پس نظراتشان وب‌سایت را کم‌کم از هدف اصلی‌اش دور می‌کند، طراحی خراب می‌شود، طراح عصبانی می‌شود، مشتری احساس بدی در مقابل این دیرکرد، پیدا می‌کند و روابط مشتری و طراح خراب می‌شوند.

ما به ‌عنوان طراحان و حرفه‌ای‌های وب نباید هراسی از انتقاد داشته باشیم. طراحی خوب در مقابل انتقادها می‌ایستد زیرا چیزی بیشتر از یک نظر شخصی است. انتقاد را مثل یک فرصت برای توضیح دلایلی که پشت تصمیماتتان نهفته است، ببینید و مشتری را به دنیای طراحی دعوت کنید تا خود را بخشی از این پروسه ببیند.

اگر با انتقاد این‌گونه برخورد کنید، هم شما و هم مشتری سود خواهند برد و مشتری از اینجا به بعد مشکلات طراحی را به زبانی مطرح می‌کند که شما می‌توانید پاسخ دهید. مثلا به‌جای این که بگوید «سبزش کن» می‌گوید «قرمز خیلی به چشم می‌زند و ما می‌خواهیم فواید محصولاتمان را در طبیعت نشان دهیم، بنابراین فکر می‌کنم رنگ طبیعت بهتر باشد. نظر شما درباره سبز چیست؟» همچنین شما وقتی می‌فهمید آنها برای تغییر آماده هستند تعصب کمتری روی طراحی‌هایتان نشان می‌دهید. مگر این که آرگومان‌های پشت تصمیمات طراحی‌تان کاملا متقاعد کننده باشند.

یادگیری فرهنگ واژگان

اگر بخواهیم طراحی‌هایمان را برای مشتریان توضیح دهیم باید زبان آن را بلد باشیم. ترجمه یک رسانه دیداری به کلمات، چندان کار ساده‌ای نیست. طراحان معمولا از این که بخواهند طراحی را برای دیگران توضیح بدهند عذاب می‌کشند.

مشکل دیگری که طراحان با آن روبه‌رو هستند، دانش فرضی است. آنها فراموش می‌کنند بیشتر درکشان از طراحی از تجربیات گذشته است و برای همین در مقابل مشتریانی که روی پیشنهاداتشان پافشاری می‌کنند، بی تاب می‌شوند. در این شرایط بازگشت به موارد پایه‌ای‌تر مثل عناصر و اصول طراحی می‌تواند کمک کند. این موارد ایده‌های اساسی درباره تمرین طراحی بصری خوب که پایه‌ای برای تمام استراتژی‌های طراحی بصری به‌شمار می‌آیند، هستند.

ممکن است شما هم بخواهید با این عناصر و اصول آشنا شوید، درحالی‌که قبلا بارها از آنها استفاده کرد‌ه‌اید. مثلا فضای سفید واقعا بیانی از یک توازن است، زیرا برای هر عنصر فضای کافی ایجاد می‌کند تا تمرکز لازم روی آنها انجام شود.

درک اصول و عناصر طراحی همچنین می‌تواند در پروسه طراحی کمک کند. زمانی‌که گزینه‌هایتان را ارزیابی می‌کنید چیزی بیشتر از «به‌نظر خوب می‌رسد» درک خواهید کرد.

ایجاد یک استدلال متقاعدکننده

درنهایت اگر می‌خواهیم مشتریان را درباره ارزش طراحی‌هایمان قانع کنیم، نیاز به استدلال‌های متقاعدکننده داریم. بهترین روش برای قانع کردن آنها تنظیم استدلال در یک متن صحیح است.

معمولا روی مشتری‌ها فشارهای زیادی وجود دارد و مجبورند با انتظارات مختلف وب‌سایت دست و پنجه نرم کنند. فهم این انتظارات از ابتدا به شما در هر مرحله از پروسه و بویژه در مرحله طراحی کمک می‌کند. برخی از انتظارات به‌عنوان هدف مطرح می‌شوند که باید مستندسازی و به عنوان اساس طراحی به‌کار گرفته شوند.منبع: smashingmagazine

/ 0 نظر / 10 بازدید